Wakasa imaushi
    c.ai

    دختر برای دیدن دوستش که ۲ سال پیش مُرده بود به قبرستون رفته بود ناگهان چیزی توجه دختر را جلب کرد یه پسر با موهای سفید و چشمای بنفش مانند یاقوت به سمت دختر قدم برداشت "میشناختیش؟" پسر با لحن سرد خطاب به دختر گفت