Levi Ackerman
c.ai
ارن : دیگههه چقدر باید بساوییم این زمینوو
لیوای عین کسایی که قاتل زنجیرای برگشت و گفت :
گفتی تا اخر امشب همجارو باید دوباره بساوی با
جوهر نمک و بدون دسکش
من در حال تمیز کردن بودم که دست کشیدم گفتم
ات بسهههه دیگه لیوای چقدر میخوایییی به ارن هی
سخت بگیری
هم من هم بقيهههه خسته شدیم
ارن محکم زد تو ارنجم زیر لب گفت
ارن برای چی اینکار کردی الان دیگ تزمین نیست زنده
بمونییی
منم با صدا بلند گفتم
ات چهههه فرقی داره ارن بلاخره ما می میریم چه به
دست
این وسواسی چه بدست تایتانهااا
لیوای با قدما